|
شنبه ، 8 خرداد 1389 ، 04:41 |
|
سیدتقی مرتضویان* آشنايی با اصول و مبانی اقتصادی، فرد را قادر ميسازد تا با در اختیار داشتن ابزارهای تجزیه و تحلیل به شناخت واقعبینانه از شرایطی که در آن قرار دارد یا قرار خواهد گرفت، پهنه و گستره بازار، مکانیزمهاي بهکارگیری منابع در تولید کالا و خدمات و عرضه محصولات با توجه به قواعد و ظرفیتهاي عرضه و تقاضای جامعه و شناخت کارکردها و عوامل موثر در آن بازار تصمیم بگیرد که چه کالايی را به چه میزان تولید و عرضه کند تا بتواند با تداوم حیات و رشد اقتصادی بنگاه خود بهرهمندی لازم را کسب کند.
 | گام نخست در این تحلیل و بررسی، آشنايی با ساختار بازارها و تعاریف و اصول اولیه حاکم بر آن است، لذا در اين مطلب به روش توصیفی و تطبیقی به واکاوی بازار تامین و مصرف آهن قراضه و رفتار بنگاهها در این بازار پرداخته شده است. بازار به نهادی گفته ميشود که در آن سازوکار علامت دهی و تعدیل قیمتها بر اساس ظرفیتهاي عرضه و تقاضا صورت ميگیرد. در بازار، تعادل برای یک کالا زمانی بهوجود ميآید که نیروهای تقاضای بازار و عرضه بازار برای آن کالا متوازن باشند. قیمت و مقدار در وضعیت تعادل را که میل به ثبات دارد، قیمت و مقدار تعادلی ميگویند. بازارها دو دستهاند رقابتی و انحصاری (انحصار در خرید یا فروش). در بازار رقابتی تعداد بنگاهها زیاد و قدرت قیمت گذاری بنگاه ناچیز یا نزدیک به صفر و ساختار بازار ماهیتا غیرشخصی است، اما در بازار انحصاری تعداد بنگاهها کم و قدرت قیمتگذاری وجود دارد و بنگاهها مجال دارند قدرت و سلیقه خود را اعمال کنند. در بازار رقابت، قدرت رقابت بنگاهها میل به صفر و در بازار انحصار میل به حداکثر شدن (بینهایت) دارد. بازار انحصار چند جانبه ساختاری از بازار است که در آن تعداد اندکی بنگاه جهت عرضه (یا مصرف) کالايی همگن یا ناهمگن و متمایز وجود داشته باشند (فولاد، آلومینیوم و خودرو). ویژگیهاي بازار آهن قراضه در ایران بازار آهن قراضه در ایران در حال حاضر با تقاضای کل سالانه حدود 5/3 میلیون تن و با میزان عرضه حدود نصف این مقدار روبهرو است. بیش از 85 درصد این تقاضا مربوط به ده واحد فولادسازی بزرگ و 15 درصد بقیه تقاضا مربوط به سایر واحدهای فولادسازی و ریختهگری است. چرخه بازیافت و جمعآوری آهن قراضه در کشور در بر گیرنده تعداد زیادی کارگاه و انبارهای اولیه کوچک در سراسر کشور است که بدنه اصلی عملیات تامین و عرضه را به عهده دارند. این انبارها قیمتپذیر بوده و فاقد قدرت قیمت گذاریاند. قراضههاي جمع آوری شده در این مبادی توسط تعداد کمی (10 تا 15) بنگاه که گردانندگان اصلی عرضه بازار برای مصرفکنندگان بزرگ کشورند خریداری و مدیریت ميگردد. این بنگاهها دارای قدرت قیمتگذاریاند. با توجه به کارگیری تکنولوژی احیای مستقیم (کورههاي قوس الکتریکی) در اکثر واحدهای فولادسازی بزرگ کشور مصرف آهن قراضه در این واحدها امری الزامی است. به طور میانگین 20 درصد شارژ کورهها آهن قراضه و مابقی سنگآهن (یا آهن اسفنجی) است. در برخی واحدها از 100 درصد شارژ قراضه استفاده ميشود، بنابراین آهن قراضه برای این واحدها جزو کالاهای ضروری محسوب ميشود. سنگآهن یا آهن اسفنجی را ميتوان به عنوان تنها کالای جانشین (اما نه با نقش جانشینی کامل) برای آهن قراضه به حساب آورد. از نقطه نظر مصرف کننده، آهن قراضه کالايی است ضروری و دارای جانشینی نسبی و از دیدگاه عرضهکننده کالايی است با کشش قیمتی تقاضای بالا. لزوم به کارگیری حجم زیادی از عوامل کار و سرمایه و نهادههاي تخصصی، اما با بالابودن حداقل هزینههاي کارآ که برای انجام عملیات مولد و کارآمد مورد نیاز است از ویژگیهاي بنگاههاي اصلی عرضهکننده آهن قراضه است. از آنجا که سطح محصول عرضه شده توسط این بنگاهها باید با حداقل هزینه متوسط بلندمدت بنگاه متناظر باشد، بر همین اساس ورود بنگاههاي جدید به این بازار بسیار محدود است. ویژگیهاي فوق به شکل قاطعی انطباق ساختار بازار قراضه را با الگوی بازار انحصار چند جانبه نشان میدهد. اساسا در صورتی که برای بنگاههايی که یک بازار خاص را تامین میکنند نسبت تمرکز بالايی وجود داشته باشد (حجم بازار در مقایسه با کارآيی) آن بازار دارای ساختار انحصار چند جانبه است، نظیر بازار فولاد و اتومبیل. بازار آهن قراضه الگوی انحصار چندجانبه انحصار چند جانبه شامل تعداد اندکی از بنگاهها در بازار است. انحصار گر چند جانبه سیاستهاي خود را با در نظر گرفتن این امر که عکسالعمل رقبایش چه خواهد بود، تنظیم ميکند. هر تغییری در قیمت یا مقدار یک بنگاه، فروش و سود رقبا را تحت تاثیر قرار میدهد. اتخاذ تصمیم بهینه توسط یک بنگاه به تصمیمات دیگر بنگاهها بستگی دارد. در عین حال باید توجه داشت که با وجود تعداد اندکی بنگاه، فرصت هم برای تقابل و هم همکاری هر دو وجود دارد. در وضعیتهاي رقابت کامل، رقابت انحصاری و انحصار کامل، قیمت و مقدار تعادلی بازار بر مبنای حداکثر کردن سود توسط بنگاهها مشخص ميگردد، اما در انحصار چندجانبه نميتوان بهراحتی این کار را انجام داد، زیرا هر تغییری در قیمت و مقدار یک بنگاه، فروش و سود رقبایش را تحت تاثیر قرار ميدهد، بنابراین باعث ميشود آنها عکسالعمل نشان داده و قیمت و مقدار خود را تغییر دهند. در موقعیت انحصار خرید اگر بنگاه بخواهد مقدار خرید خود را افزایش دهد باید با افزایش خرید، قیمت بالاتری را بپردازد. در این وضعیت خریدار با منحنی عرضه بازار روبهرو است. چون افزایش سطح خرید بر روی مقدار خرید سایر بنگاهها تاثیر ميگذارد و مدیريت این بنگاهها را قدری پیچیده تر ميکند. اطلاق بازار انحصار چند جانبه با توجه به ویژگیهاي ذکر شده به ساختار فعلی بازار آهن قراضه در ایران، نزدیکترین عنوان اقتصادی است که ميتوان بر آن نهاد. بنگاهها در این بازار دارای قدرت اعمال قیمت در خرید و فروش هستند. قدرت بنگاهها در چنین حالتی بسته به اندازه نسبی هر کدام و همچنین قدرت چانهزنی آنها بستگی دارد. هر چه تعداد بنگاهها بیشتر باشند از قدرت انحصار آنان کاسته ميشود. رفتار بنگاهها در ساختار فعلی بازار آهن قراضه قیمت در این بازار به دلیل ساختار انحصاریاش پارامتری برونزا (تابع بازار) نیست و بنگاهها خود دارای قدرت قیمت گذارياند، اما ممکن است این قیمت گذاری به جنگ قیمت میان بنگاهها و کاهش سودشان منجر شود، بنابراين هر بنگاه باید وزن و احتمال عکسالعمل سایر بنگاهها را در نظر گرفته و تصمیمگیری نماید. این ملاحظات استراتژیک ميتواند پیچیده باشد. بنگاه موقع تصمیمسازی بر اساس احتمالات عکسالعمل رقبا باید بداند که رقبا نیز عکسالعمل وی نسبت به تصمیماتشان را در نظر ميگیرند و عکسالعمل به عکسالعملها نیز در طول زمان جریان ميیابند، بنابراین مدیر بنگاه فرض ميکند که رقبایش همانند خودش رفتار عقلايي و منطقی دارند. تا وقتی بنگاه نتواند رفتار رقبا نسبت به اقدامات خودش را پیشبینی کند نميتواند نسبت به منحنی تقاضای بنگاهش تصویر صحیحی بهدست آورد. همواره دو نیروی متضاد وجود دارد که بنگاهها را به همکاری یا تقابل سوق ميدهد. اول اینکه نفع مشترک بنگاهها اقتضا ميکند که برای حداکثر کردن سود خود با هم همکاری کنند. دوم اینکه هر بنگاه تنها به سود فردی خود مياندیشد. بنابراين هرکدام ميتوانند با رفتار رقابت آمیز سود خود را افزایش دهند. بسته به تعامل این دو نیروی متضاد، تقابل یا رقابت میان بنگاهها شکل ميپذیرد. معمولا بازیهاي اقتصادی یا همکارانهاند یا غیرهمکارانه. اگرچه در بازار انحصار چندجانبه مثل بازار قراضه هر بنگاه انگیزه دارد که با رقبای خود همکاری کند، اما در پارهای موارد برخی از بنگاهها از مجرای تصمیمات فردی خود به سمت خرید (یا فروش) بیشتر و افزایش درآمد کل خود سوق داده ميشوند. در اقتصاد الگوهای مختلف و متنوعی در زمینه مدل تعیین قیمت – مقدار و تعادل در چنین بازاری مورد بحث قرار گرفته است. یکی از روشهايی که در این بازار توصیه شده است استفاده از سیاست رقابتهاي غیرقیمتی به جای جنگ قیمتها است. این رقابتها شامل تغییرات کیفی در محصول، تغییر و نوآوری و دیگری ایجاد روابط بلند مدت و پایدار میان خود و مشتریان است (نظیر سرمایهگذاریهای مشترک). راهحل بعدی بهدست آوردن تعادل است. زمانی که بنگاهها با هم همکاری ميکنند و برای دستیابی به سود بیشتر و رهايی از عدم اطمینان و دسترسی به فرصت بهتر یا جلوگیری از ورود دیگران به تبانی دست ميزنند. مدل رهبری قیمت نیز روش دیگری است و بر این فرض مبتنی است که یکی از بنگاههاي موجود در صنعت رهبر قیمتی است و بقیه از او پیروی ميکنند. مدل راه حل تبانی و ایجاد کارتل است. کارتلها عموما پایدار نیستند و این عدم پایداری با افزایش تعداد بنگاههاي عضو افزایش ميیابد. بنگاهها در کارتل همیشه با این انگیزه ضمنی مواجهند که خارج از ضوابط کارتل عمل کنند و به طور مخفیانه از سیاستگذاریهاي قیمتی پیروی نکنند. در بازار آهن قراضه به دلیل عدم تعادل بین عرضه و تقاضاي کل، بازیهاي تکرار پذیر فوق در دورههاي زمانی به صورت اهرمی جریان ميیابد تا بازار به تعادلی نسبی در قیمت و مقدار برسد. در بازار قراضه فرآیند تعیین قیمت – مقدار معمولا تکرار شونده بوده و در هنگام انتخاب استراتژی توسط بنگاهها لازمهاش داشتن برتریهاي نسبی است. اما همواره در شرايط عادی و ثابت و با منظور کردن نقش ثابت سایر عوامل، قیمتهاي تعادلی دورههاي جدید معمولا در سطحی بالاتر از دورههاي قبلی قرار ميگیرد. تکرار بازیها تا سطح برابر کردن درآمد نهايی و هزینه نهايی بنگاهها ادامه خواهد یافت. در صورت افزونی هزینه نهايی از درآمد نهايی بنگاهها به جای رقابت، تن به همکاری میدهند تا از طریق چانهزنی وضعیت جدیدی را برای خود کسب کنند. تجربه نشان داده است در بازار قراضه همکاریهای شبه کارتلی در شرايط تعیین قیمت خرید (وبه تبع آن تعیین سطح محصول) هم برای عرضهکنندگان و هم متقاضیان عموما ناکارآ و غیرهمکارانه و موقت بوده است. تقاضای کل و مطلوبیت مصرفکنندگان آهن قراضه بازار (فولادسازیها) با توجه به ثابت بودن عرضه کل قراضه (و وجود تقاضای مازاد) با کاهش یا افزایش سهم بنگاه خود باعث بهوجود آمدن شرايط تعادلی جدید خواهند شد. اگر تقاضا افزایش یابد، قیمت و مقدار هر دو افزایش ميیابند. این رابطه مستقیم بین قیمت و مقدار باید مورد انتظار باشد. مصرفکننده به این دلیل کالايی را تقاضا ميکند که از مصرف آن رضایت خاطر یا مطلوبیت به دست ميآورد. تا یک نقطه خاص هر چه مصرفکننده از یک کالا بیشتر مصرف کند مطلوبیت او افزایش ميیابد، ولی مطلوبیت نهايی ناشی از مصرف هر واحد اضافی از کالا معمولا کاهش ميیابد تا جايی که مطلوبیت کل او حداکثر و مطلوبیت نهايی به صفر ميرسد. این نقطه را نقطه اشباع یا سیری مينامند. نقطه اشباع، محل تقاطع منحنی تقاضا با محور قیمت صفر ميباشد. از این نقطه به بعد مصرفکننده با مشکل مصرف یا ذخیرهسازی کالا روبهرو ميشود. با توجه به نیاز ضروری و استراتژیک مصرفکنندگان قراضه و کمبود عرضه کل، بنابراين مصرفکنندگان قراضه همواره در ناحیه بالای منحنی تقاضا (ابتدای منحنی مطلوبیت)- که مطلوبیت نهايی آنها حداکثر ميباشد - قرار دارند. لذا در این بازار از نقطه نظر مطلوبیت برای مصرفکننده (بهدلیل وجود مازاد تقاضا)، مابین قیمتی که برای واحد کالای قراضه پرداخت ميشود با قیمتی که مایل به پرداخت آن هستند، تفاوت وجود دارد و از این بابت اضافه مصرفکننده در بازار وارد ميشود. كارشناس بازار ضايعات آهني* |